دلم دیگه نمی گیره یوسف.
تو سی و یک سالگی به اونجایی رسیدم که دیگه دلم نگیره.
فارغ از هر چی بوده و شده گام به گام و قدم به قدم با انرژی یه دختر 21 ساله و پختگی یه زن 31 ساله میرم جلو.
خسته که بشم میرم تو تراس دلباز ِ شرکت وایمیستم و تو فکر میکنم.
نه با غم.
نه با حسرت.
نه با امید.
با خنده لبخند.
تو سی و یک سالگی به اونجایی رسیدم که دیگه دلم نگیره.
فارغ از هر چی بوده و شده گام به گام و قدم به قدم با انرژی یه دختر 21 ساله و پختگی یه زن 31 ساله میرم جلو.
خسته که بشم میرم تو تراس دلباز ِ شرکت وایمیستم و تو فکر میکنم.
نه با غم.
نه با حسرت.
نه با امید.
با خنده لبخند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر