یه جا یه عکسی ازت دیدم که گمونم واسه 5 ماه پیش بود.
پیر شدی پسر ... پیر
زمان از هر مادری بهتر بلده برای آدم مادری کنه.
این چیزیه که هرروز ایمانم بهش بیشتر میشه.
رفتم اون شماره ایرانسلم که چند ماه پیش گم کرده بودم رو دوباره گرفتم.
حالا انگار همه‌ش منتظرم تو زنگ بزنی.
انگاری این چند ماه نشسته بودی شماره من رو میگرفتی فقط.
چقدر از هم دور شدیم .
فکر میکنم یه زمانی اگه سر راه زندگیم همدیگه باز قرار بگیریم، نکنه اونقدر از همدور شده باشیم که هم رو نشناسیم.