ماسال بودم.
سه روز و دو شب تنها.
با ذکرِ من ماه میبینم هنوز این کورسویِ روشنو، ولی مطلب اینجاست که دیگه سوسو نمیزنم به امیدِ روزیکه منو ببینی.
روزهاست که دارم در مسیرِ مووآن طیِ طریق میکنم.
سه روز و دو شب تنها.
با ذکرِ من ماه میبینم هنوز این کورسویِ روشنو، ولی مطلب اینجاست که دیگه سوسو نمیزنم به امیدِ روزیکه منو ببینی.
روزهاست که دارم در مسیرِ مووآن طیِ طریق میکنم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر