داش آکل رو خوندی؟ داش آکل رو دیدی؟
یه جا اون آخرا که دیگه بوی حلوای داش آکل بلند شده، مرجان زل زده به طوطیه، یه هو طوطیه به زبون میاد که " مرجان .. مرجان .. مرجان، تو منو کشتی، عشق تو منو کشت".
یه روزی هم هست که همه در و دیوارای این اطاق، همین انگشتاة همین ساعتی که امشب نمیخواد بره جلو، همون نیکتای پارک عباسآباد، همونها و همونها به صدا میان که " ...، ...، ...، تو منو کشتی، عشق تو منو کشت ..."
یه جا اون آخرا که دیگه بوی حلوای داش آکل بلند شده، مرجان زل زده به طوطیه، یه هو طوطیه به زبون میاد که " مرجان .. مرجان .. مرجان، تو منو کشتی، عشق تو منو کشت".
یه روزی هم هست که همه در و دیوارای این اطاق، همین انگشتاة همین ساعتی که امشب نمیخواد بره جلو، همون نیکتای پارک عباسآباد، همونها و همونها به صدا میان که " ...، ...، ...، تو منو کشتی، عشق تو منو کشت ..."
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر