درد میپیچد در دلمان یکهو, و درد ابتدا آغاز تمام جهان بود

پارسال فال گرفتم برای خودمان.
آمد که یوسف گمگشته باز آید به کنعان غم مخور منصوره خانوم...کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور منصوره خانوم.
کسی چه میدونه؟ اومدیم فردا آخرالزمون بود... اون "روزی" که حافظ وعده اش رو داده بود که کلبه ی ما محزونا و ما لوزرا گلستون میشه هم رو هم بد قولیای دیگه اش.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر