فکر کردم دوباره برایت شال گردن ببافم عشقم.
تا به حالم عشقم صدایت کرده بودم؟ گمان نمیکنم.
چیزی عوض شده است؟ نه.
میخواهم دوباره برایت شالگردن ببافم عشقم، چقدر راحت مینویسم "عشقم".
چقدر سخت بود تا قبل از این.
چقدر دل و جرات میخواست عشقم خطاب کردنت، آنهم برای منی که هیچ وقت نزدیک خودم حتی تصورت نکرده بودم، هیچ وقت بین خیالبافیهایم نبوسیدهامت، دورتر وایسادم و فقط نگات کردم.
میخواهم برایت شالگردن ببافم.
تا به حالم عشقم صدایت کرده بودم؟ گمان نمیکنم.
چیزی عوض شده است؟ نه.
میخواهم دوباره برایت شالگردن ببافم عشقم، چقدر راحت مینویسم "عشقم".
چقدر سخت بود تا قبل از این.
چقدر دل و جرات میخواست عشقم خطاب کردنت، آنهم برای منی که هیچ وقت نزدیک خودم حتی تصورت نکرده بودم، هیچ وقت بین خیالبافیهایم نبوسیدهامت، دورتر وایسادم و فقط نگات کردم.
میخواهم برایت شالگردن ببافم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر