نامههای ِ کاغذی
خیالی نیست اگر سبز بودی ... اگر زرد ماندم.
به پائیز سلامی بیست و هفت باره خواهم کرد.
بوی پائیز آمد.
دل ِ من رفت سمت ِ جنگلهای عباس آباد که قرار بود یک زمانی شانه به شانه ی هم درشان قدیم بزنیم و من آسمان ببافم و تو ریسمان.
کز کرده. نم خورده. بارانی.
له نشدی پسر؟؟
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)