نامههای ِ کاغذی
من ترسیدهام.
من این روزها از صمیم قلب ترسیدهام.
من این روزها پرونده به دست پلههای بیمارستانهای این تهران لعنتی را بالا و پایین کردهام.
با هر تلفنی خود را باختهام.
با هر رنگ پریدنی قالب تهی کردهام.
من این روزها ترسیده ام ولی کم نیاوردهام.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر