خیلی تلاش کردم که این خواب رو برای کسی تعریف نکنم, خیلی تلاش کردم که جایی ثبتش نکنم ولی نوشتن ِ همین جمله ای که شما الان خواندید و به فعل ِ مرکب ِ "ثبتش نکنم" ختم میشد نشاندهندهی این مهم است که من وا دادهام، کما اینکه در یکی دو عرصه ی مهم دیگر ِ زندگیام نیز وا دادهام و البته گفتن ندارد این حرفها.
سقف انتظارات فعلی
کاش خانوم ِ مرضیه رحمةاللهعلیه اینجا بودن و ریز ریز "مینای ِ شکسته" رو زیر ِ لب زمزمه میکردن و یه درینک ِ سبکی هم بود ما نمهنمه زیر لب مزمزه میکردیم.
اگه فازش رو گرفتی همچین چیزی الان میطلبه این حال.
خصوصن حوالی ِ پارک ِ عباسآباد
تهران .. غم از تو دور نیست ... تو خود ِ خود ِ غمی لعنتی.
تهران .. شب از تو دور نیست ... تو ریشه و فطرتت شبه.
البته من شب هات رو دوست دارم.
اشتراک در:
پستها (Atom)