بعد یکی سرش رو میذاره همونجا و دراز میکشه ولی تو نیستی .. اونی که سرش رو همونجا گذاشته زمین تو نیستی .. اونه که سرش رو گذاشته رو زمین و نه که خوابیده باشه ... که مرده ... که تو نیستی که کم اوردی، که اونه که مرده، تو هم وا میستی بالا سر جنازهاش و نگاش میکنی. چیزی نمیگی .. که از اول هم اهل گفتن نبودی .. قرار بود پاسخش گویی به نگاهی که زبون و تو اون بود و همین خز بازیها .. این بار اما حتی نگاش میکنی .. فقط میری .. میری .. میری .. بعد یه جایی میرسی که بر میگردی و هی بکاسپیس می زنی .. هی بکاسپیس میزنی .. هی بکاسپیس میزنی ... بعد هم یه نقطه میذاری و تموم.
رَحَمَ الله ُ من یَقرٱ و فاتحة مَعَ الْصلوات!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر