وُکال بای عم‌قِزی!

زمونه یه طوری پیش رفت و روزگار یه جور ِ ناجوری با من ساخت که همه آهنگا و ساز و آوازای هایده و شجر که هیچ، دیگه حتی این خالطوری‌ مالطوری‌ ها هم شرح پریشانی من و داستان غم ِ پنهونی ِ منو وصف و توصیف می‌کنند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر