دوست خوبی است همین بندهی خدا که اینها را میگفت ولی خوب راستش آه کشیدنم نیامد، و البته تحولی هم در کار نبود، خیلی هم خودداری پیشه کردم و البته ریا و دورویی کردم که همانجا نگفتم برو در ِ کونت را بذار و فقط گفتم پاشو جمع کن کاسه و کوزهات را. امید وارم وقتی این جمله را میخواند - منظورم همان جملهایست که او را به گذاشتن درش فرا میخواندم- بهش بر نخورد، ولی خوب واقعیت امر این است که چنین قضاوتهایی را احمقانه میدانم.
اینکه شما فقط در حوزهی اندکی از زندگی ِ دیگران آمد و شد داشته باشید و بر اساس همان بعد اندک و تغییرات رفتاری که شاید طرفتان نسبت به مثلن 24 سالگیاش داشته او را قضاوت کنید به نظرم یکجوراهایی سفاهت شما را و حتی من را می رساند. که از این گذشته به نظر من اصولن دیگران را قضاوت کردن شرط لازم و کافی برای اعطای مدال شوالیه .. نه ببخشید مدال سفاهت به آن طرف است!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر