قبلن ها ... البته قبلا‌ها کلمه‌ی درست‌تری به نظر می‌رسه ... ولی قبلن‌ها هر چیز جدید منو یاد اون می‌نداخت.
اون مرجع ِ ضمیر اشاره‌ی تمام ِ چیزهای خوب بود!
کتاب، رنگ، موسیقی، فیلم و ...
بعد یه طوری قضیه پیش رفت که به خودم گفتم پاشو جمع کن کاسه کوزه رو دختر .. چیه هی سگ محل میشی باز از رو نمیری
که دیگه یه روزی از رو رفتم.
ولی خـــــــــوب ... پیر شدم و از رو رفتم
آروم آروم پیر شدم و زیر پوستی از رو رفتم
گیرم که خودمم فکر نمیکردم اونقدر پر رو باشم
اونقدر بتونم دومم بیارم
هیچی نگم بهتره الان ... بالخره دو سال کم نیست ... زخما تازه به تاول ِ خونی افتادن ... مونده تا جاشون خوب شه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر