شهود.
من فکر میکنم که در زندگی ِ هر کسی لحظههایی وجود دارد که تغییر رخ میدهد.
انباشتی از انباشتنیها کار خود را میکند، آمپر به عدد صد میرسد، چشمهای آدم برق میزند، مغز و قلب یک دستور را میدهند، تمام روح آدم در حالت اماده باش قرار میگیرد و اطاعت میکنئ، برای کسری از ثانیه همهچیز متوقف میشود، و تصمیم گرفته میشود ... شهود ... من اسمش را شهود میگذارم.
من ستایشکنندهی تمام عیار این لحظات هستم.
شهودی که بازگشتی ندارد.
من ستایشکنندهی تمام عیار ِ این شهود هستم.
مبارکه صوری، امیدوارم اینجا جایی برای نوشتن از لحظه های خوبت باشه.
پاسخ دادنحذف@};-