خانوم والده‌‌مان راهی ِ زیارت ِ غریب‌ ِ خراسان شده‌اند و همشیره‌ به قصد تفرج عازم ییلاقات غرب ِ مملکت، روزگارمان که بی شما به عزلت و زاویه‌نشینی می‌گذشت، بی‌هم‌صحبتی هم علاوه‌اش شد.
نباشد این سوز ِ سه‌تار ُ ناله‌ی ِ نی، طعم ِ ایام به‌ کام‌مان می‌شود بسان ِخرمالوی ِ اوان پائیز، گس ُ ناگیرا.
که این کرختی در آئین‌مان نبوده‌ست که خاصّه‌ی عشق را زایندگی می‌دانستیم و نشاط، نه کسالت ُ رخوت.
بر خود مقرر کردیم بخوانیم فاتحه‌ی این مدت حرمان ُ یاس را، که نه به طبع ما سازاگارست و نه حاصلی از پی و پسش نتیجه می‌شود.

آرزومند توفیق دیدارتان.
همواره و هماره.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر