میان ِ مشغله‌ی دارالتحصیل و کتابت این مکتوب، مغلوبه‌ی خیال‌تان می‌شویم که نیش‌ست به جان ُنوش‌ست در کام ِ ایام‌مان که از خود و خدای‌مان مستور نیست، از شما که مرادید و مرشد، پنهان نباشد این کتابت و تحصیل بهانه‌یست شاید نو مسلمان ِ پرشور ِقلب‌مان روزه‌ی ِ خیال ِ شما را به دقیقه‌ای فراغت از رویا‌ی‌تان افطار کند که لا يمكن أبدا ... لا يمكن أبدا... لا يمكن أبدا

بیاید، حضورتان نافی ِ تمام غیاب‌هاست برای این ابن سبیل ِ طریقت عشق و غیابتان مصداق ِ عینی ِ عدم.

به‌جان خریده‌ی آلامتان.
چشم‌به‌راه قدومتان

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر