جمال منبری می‌خواند:

هر که دلارام دید از دلش آرام رفت ...

من پیشاپیش او می خوانم:

چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت ...

بعد یادم می‌افتد :

یاد تو می‌رفت و ما عاشق و بی‌دل بدیم ..... پرده برانداختی کار به اتمام رفت!



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر