انسانی هستم که بدون هیچ قصد و غرضی، نیت سوئی و باطن نا پاکی چتری‌های خود را کوتاه کرده‌ام و حالا یسیار پشیمانم!

چه کنم؟؟
هر وقت دیدین خودتان یا رابطه‌تان و قس علی هذا یتان هنگ کرده ست،
ری‌استارتش کنید،
جواب گرفته‌ام که می‌گویم!!
صدی نود خیلی چیز‌ها روی نمودار ِ زندگی در نقطه‌ی صفر قرار دارند.
این ما هستیم که نِیل ِ آنها به سمت مثبت یا منفی را رقم می‌زنیم.
به نظر می‌آید توهم از این قاعده مستثنی باشد.
آزمون‌های ابتدائی موید این مطلب‌ست!!!

اصن یه وضعی به قرآن!
آدم‌هاي مودي از آدم‌هاي موذي خطرناك‌ترند!
اين يك تجربه‌ي شخصي‌ست و لا غير!
باید یاد بگیرم تفاوت ِ عظیمی‌ست میان ِ خندیدن و شاد بودن.

این تفاوت عظیم ایضا میان ِ از ته دل خندیدن و از ته دل شاد بودن نیز وجود دارد.

آدم‌ها نقاط ضعف همدیگر را یاد می‌گیریند.

بعد وقتی که اختلاف نظری پیش می‌آید، وقتی بحثی می‌شود، دست می‌گذارند همانجا، بعد آن‌یکی ذره‌دره فرو می‌ریزد.

این کار انسانی نیست.

جدال نابرابری‌ست دست گذاشتن روی این نقاط حساس.

مردانه نیست.

دردآورست.

من به خودم قول داده‌ام نقطه‌ضعف‌های دیگران را همیشه به خاطر داشته باشم تا حواسم باشد بهشان نزدیک نشوم، فقط وقتی منافعم در خطر‌ست آن ها را فراموش کنم، یادم برود همچین ضعفی دارند، که ک وقت طرفشان نروم، راستش اینجور وقت‌ها به حافظه‌ی خودم هم اطمینان ندارم.

یادم باشد دوری خوب‌ست.
گرچه ایده‌آل نیست.

قضاوت نمی‌کنم.

حتی شاید کار را به آنجا برسانم که حرفی هم نزنم!

من تو چپ ُ راست زندگی ِ خودم موندم.