"جدي گرفتن" ِ زندگي با "سخت گرفتن" آن فرق دارد.
و اين تفاوت ظريف، بسيار مهم است.

معني ِ واقعي ِ بعضي از چيزها را نبايد فهميد،بعضي كلمات، بعضي حرف‌ها، بعضي نگاه‌ها، بعضي "فعل"‌ها!

ابهام ُ ايهامشان خواستني‌ترست.

اين است كه اگر از ديدن ِ شادماني ِ كساني كه آنطور كه ادعا داشتند خوب نبوده‌اند، لبخند ِ شادي بر لبتان نِشست بايد از خودتان خوشتان بيايد.

زمان‌هائي كه خودمان از خودمان گله داريم.


آدم بايد يك‌جائي حجت را بر خودش تمام كند.


خوب بالخره هيشكي هم كه ندونه، خودش كه مي‌دونه تو دلش ُ تو مغزش چي مي‌گذشته ُ چي مي‌گذره؛

اينه كه دارم براش غصه‌مي‌خورم.




چه كاريه به ليوان سراميكي بگن "مـــــــــاگ"؟


امروز حداقل پنج بار دروغ گفتم.

شما چطور؟

آدمها نباید روی ِ آدمهائی که زود قضاوت میکنند خیلی حساب کنند.

من آموختم چيزی كه آدمی‌زاد در زندگی واقعاً به آن نياز دارد، همه‌اش يك كوله‌پشتی‌ست و يك مشت رفيق.

دوين الستون


به نقل از وبلاگ "مردی به نام ازمُدافتاده"


در نظر گرفتن ِ گذشت ِ زمان به عنوان عاملی برای ِ بهبود ِ یک رابطه ریسک ِ بزرگی است.
شاید آن زمان که به زعم ِ ما زمان ِ مناسب برای تصمیم گیری فرا رسیده، دیگری، آن رابطه را کاملن فراموش کرده باشد.


اگر نياز به تغيير داريد، از همين الان شروع كنيد.
شنبه‌يِ موعود، فرداي موعود، اول ِ آن ماهِ موعود، هرگز نمي‌آيد.

آدم‌ها بايد ياد بگيرند كه ديگران چه حق داشته باشند و چه نداشته‌باشند؛ گاهي آنجا كه نبايد كم مي‌آورند.


در زندگي، اتفاقاتي مي‌افتد كه انسان به ماهيت ِ خو پي مي‌برد، وَ وا اسفا از او كه از خويشتن ِ خويش شرمنده باشد.